X
تبلیغات
حامد فقط واسه تو مینویسم

حامد فقط واسه تو مینویسم

یه حرفایی میخوام بهت بگم حامد که نمیتونم گاهی به خودت بگم

مبارکت باشه عشقم

ولنتاینت مبارک حامدمن

اولین روز عشقیه که با همیم گل من

خیلی دوستت دارم خودت میدونی امشب هر دومون چه حالی هسیم

نمیخوام امشب صبح بشه

چون تو ماه منی امشب نمیخوام از پیشم بری

قوربونت برم حامد

چه قدر امشب اخرش خوب شد خیلی خوب

دیدی گلم تو اولین ولنتاینمون چه اتفاق بزرگی افتاد

فدای چشمات بشم حامدم خیلی معصومی

مرد منی میفهمی؟؟

بدون تو یه روزم نمیخوام بمونم

دیونه تم حامد دیونههههههههه

اولین ولنتاینمون مبارک

اینم کادوی من به تو تنها حامد زندگی من

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت 21:11  توسط my name is khodam  | 

حامد درست شو دیگه

سلام حامد

نمیدونم چرا با این کارات داری باعث میشی عشقمون سرد بشه آخه چرا؟؟

هوووووووووووف ازت کلافه ام

چرا اذیتم میکنی

چرا نمیشی حامد من

اونی که میخواسم

چرا داره این طوری میشه

چرا کاری میکنی هرکی هرچی میرسعه به عشقمون بگه ودرستم در بیاد نصیحتاش

اه

چرا حامد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بی خیال من دیگه قدم بر نمیدارم خستم کردی از کارات

هی من قدم بردارم وتهمت همه عالمو بشنوم اما تو هیچی

معلومه خب تو که همه میدونن مشکلی نداری این وسط مشکل منم

آره محیا خاک بر سرت مشکله نه؟؟؟

بای

ولنتاینت مبارک عشقم

یه پست ویژه فردا برای روز عشق میزنم اولین روز عشقی که با همیم

خداکنه همه چی درست شه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389ساعت 19:33  توسط my name is khodam  | 

برای اون نظر به اسم( یکی)

سلام (اقا- خانوم)یکی

نه من سمنانی نیسم اهل یزدم

درضمن این عزیز شونو حامدم میگه اونم سمنانی نیس سارویه

ولی اره شاید سمنانی ها میگن اخه ......... هیچی اونا خصوصیه ولی ما سمنانی نیسیم

مرسی که نظر دادید

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم دی 1389ساعت 14:51  توسط my name is khodam  | 

امروز برای دومین بار با عزیز شون حرفیدم

سلام حامد

هنوزم ازت خبری نیست

امروز نگرانی خیلی بهم فشار آوردو مجبور شدم به عزیز پیامک بزنم که تو کجایی؟؟

حامد خوش به حالت مامانت فرشته است....................

ای کاش مال من من بود ................

امروز واسه دومین بار با عزیز شون حرف زدم

وای چه صدایی داره کشت مرده اشم به خدا

گفت حالت خوبه گفت نگران نباشم

وای حامد وقتی با عزیز حرف میزدم قلبم اومده بود تو دهنم میزد

اخ چه قدر استرس داشتم

یه سوتی کوشولو هم دادم عزیز گفت فدای تو بشم منم گفتم نه خواهش میکنم هه به جای این که بگم نه خدا نکنه

حالا خوب شد نگفتم مرسی هااااااااااااااا

اما نسبت به دفعه قبل خیلی بهتر بود امتحان امروزمم خوب میشم حامدی فدات بشم

امروز در کل صبحش خیلی خوب بود بهترین روز زندگیم بود

اما شب

وقتی با مامان رفتیم بیرون

وقتی خواسم بازم مثل همیشه سر صحبتو باش باز کنم

حرف دلمو بگم بگم چه مرگمه

بگم میخوام کمکم کنه

بازم نخواست بفهمتم بازم زهر مارم کرد هرچی امروز خوش گذشته بود

کلا خنده به من نیومده هااااااااا.........

اما یه جورایی غیر مستقیم بهش فهموندم که تورو دارم اما گفتم همه ی حرفمو بهش نمیزنم

گفتم چون نمیخواد بفهمه چون عاقل نیست

به هر حال من .......... تصمیم دارم بهش بگم

اونم میگه نه

بعدش اصرار با توهه حامد تویی که باید اصرار کنی اگه واقعا منو میخوای باید تحمل کنی اصرار کنی

این طوری عشقت ثابت میشه بهم

اما اگه نخواهی این کارو بکنی اجباری نیست اما فکر میکنم فکر که نه مطمئن میشم عشقت دروغ بوده واین جمله ای که اون اولا بهم گفتی(محیا-من-به-جون-عزیز-قسم-میخورم-که دوستت-دارم)یادته هنوزم لحن صدات تو گوشمه

به هر حال تا ابد امیدوارم چه با تو چه بی تو

چون حتی اگه همه هم بمیرن ومن فقط توی این دنیا بمونم

بازممممممممممم خدا هست

ومنم به اون تکیه میکنم به هیچ کسو هیچ بنی بشری هم نیاز ندارممممممممم

فعلا خدافظ

شبت خوش خوش بگذره تهران گلم !!!!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت 20:27  توسط my name is khodam  | 

به عزیز پیامک بزنم؟

سلام اقا حامد

الان قریب یه هفته است گوشیت خاموشه و این منو به شدت ناراحت میکنه

گاهی با خودم میگم ولش کن بابااون که اصلا به فکر تو نیس اگه بود یه کاری میکرد .......

نمیدونم چرا فکرام سرمو درد میارن

شاید امروز به عزیز اس ام اس دادمو حالتو پرسیدم چون واقعا نگرانت شدم

به هر حال مواظب خودت باش منم امروز امتحان دارم دین وزندگی

حس خوبی نسبت بهش ندارم اما خدا کنه خوب پیش بره

حامد......................

هیچی بی خیال ولش کن نمیدونم چه جوری بگم

خدافظ عزیزم

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت 8:27  توسط my name is khodam  | 

هدفمند کردن رویاها

سلام حامد خوبی؟؟

خبری ازت نیست نگرانت شدم کمی

آخه گوشت ۵و۴ روزیه که میشه خاموشه

بی خیال

هنوز نرفتم امتحان بدم امروز امتحان هندسه داریم ای خدا خیلی میترسم اخه این معلم نامردمون هیچ وقت تمرینارو درست درمون حل نمیکنه وما واسه آزمونا کلی مشکل داریم

اما بی خیال به قول شاعر:این نیز بگذرد

اما به قول خودم این گذشتنش جون آدمو در میاره تا بگذرد ..........

حامد نمیدونم این حرفایی که الان میخوام بنویسمو چه طوری بهت بگم شاید مجبور شم ازت بخوام بیای اینجا بخونیش که در این صورت وبمم لو میره ومن فعلا نمیخوام لو بدمش

حامد بهت گفتم حتما در آینده تصمیم دارم بات ازدواج کنم اما ..........

اما حالا نظرم عوض شده یعنی بهت قول حتمی نمیدم که بخوام بات ازدواج کنم

تصمیم جدیدمم نه تو باعثش شدی نه هیچ کس دیگه ای به قول خودت دوباره بام حرف زده ومخمو زده نههههههههههههههههههههههه

این تصمیم خودمه احساس خودمه چون فکر میکنم الان خیلی احساساتی تصمیم گرفتم وهمیشه اینو میدونستم که خوبه آدما عاقلانه انتخاب کنن عاشقانه زندگی کنن مثل همه عشاق موفق دنیا

به هرحال ما میتونیم برای آشنایی بیشتر با هم بمونیم اما این که حتما توی پایان ۳سال بخوام بشم همسرت نه قولی نمیدم که بعدا بد قولی کرده باشم

یادته اولا میگفتم که بعد از سال پیش دانشگاهیم بیا خواستگاریم الان منصرف شدم میخوام برم دانشگاه برم بعد از چند سال که مثلا ۲۳ سالم شد اون وقت به ازدواج با تو فکر کنم شاید تا اون موقع نخوام بات ازدواج کنم وبعدشم سرنوشتم با کس دیگه ای رقم بخوره

میدونم الان داری با خودت چی میگی وحرص منو کردی امااین تصمیم منطقیمه میتونی نپذیری ولی بدون این تصمیم واسه من پذیرفته شده است وتصویب شده وهیچ برگشتی هم ندارم روش

مثل تصمیمای دیگه ام هم نیس

اما اگه میبینی نمیتونی با این وضع ادامه بدی بهتره تا زیاد وابسته نشدیم ازم جدا شی این طوری به نفع هردومونه

راسی هرکی این مطلبو میخونه راجع به من فکر بدی نکنه که فکر کنه من نامردم بی رحمم بی معرفتم واز این حرفا ..............

شرایط فعلی زندگی من به من اجازه این انتخاب بزرگو نمیده بهتره بمونه واسه بعد چون ازدواج خیلی مهمه خیلیییییییییی

ممنون میشم حامد درکم کنی البته این زیادم با خواسته های تو تفاوتی نمیکنه پس فکر کنم ازین طرح هدفمند کردن رویاها خوش حال بشی در دراز مدت نتیجه بخشه خودت گفتی!!!!!!

الان باید برم دیگه

باید برم صبحانه بخورم حاضر شم برم مدرسه

واسم دعا کن امتحانه سخت نباشه تو که فعلا اینارو نمیخونی هرکی خوند خواهش میکنم واسه بچه های دوم تجربی دعا کنه ولی واسه دوم ریاضی ها نکنیداااااااا اونا نمره شون بد بشه بهتر بچه دماغو ها کلی کلاس میذارن واسه ما که ریاضی ان خوب ماهم تجربی هسیم تازه زیستمونم اندازه صد تا حسابان اونا سخته هیششششششششش

خدافظ تا بعد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 8:23  توسط my name is khodam  | 

بیا زندگیمونو اون طور که میخوایم بسازیم

سلا م حامدی من

بازم دوباره بعد چند وقت ساعت خالی پیدا کردمو دارم برات مینویسم

نمیدونم این که برات مینویسم کار درستی میکنم یا نه آخه قبلا هم یه وبلاگ به مناسبت تولدت نوشتم اما تو فقط اولش ذوق زده شدی ولی بعدش اصلا هیچی

بعضی وقتا فکر میکنم اون اولشم واسه این بوده که من ناراحت نشم حس میکنم اصلا این جور چیزا واست مهم نیس نمیدونم

با این که فکر میکنم اگه بخوام به هدف این که روزی بخونی بنویسم بی فایده است ولی بازم مینویسم

چون اینجا من دیگه بات رو در بایستی ندارم وهرچی بخوام میگم واین خیلی خوبه درسته ما باهم بیشترآشنا شدیم نسبت به اولا اما بازم هنوز گاهی من نمیتونم بعضی حرفارو بهت بزنم....

حامدی نمیدونم چرا همش با خودم فکر میکنم که ای کاش از اول با هم این قدر صمیمی نشده بودیم

بر عکس تو که دوست نداری مثل اولا باشیم اما خیلی دلم میخواد که مثل اولا باشیم با هم شما شما حرف بزنیم به مناسبت حیایی وخجالتی که داریم بعضی حرفا رو بهم نزنیم البته اشتباه نشه الانم که مثلا فکر میکنیم واقعا مال هم دیگه این بعضی حرفارو نمیزنیم مثل خیلی از دخترپسرای دیگه.....

نمیدونم اما گاهی به خودم میگم بیامو ولت کنم تو واسه من زندگی نمیشی

فکر میکنم این که بخوام فکر کنم مامان وبابام قبول کنن تو دامادشون بشی ممکن نیست

اخه من یه دختر یزدی ام وفرهنگ خانواده های یزدی هم اینه که داماد پول داشته باشه کار درست وحسابی داشته باشه وخونه داشته باشه حتما چون نمیخوان دخترشون مجردی بشینه وکلی چیزای دیگه که تو حتی بهش فکر نمیکنی خب من نمیتونم این حرفارو بهت بزنم فکر میکنم واسه این که بخوای به اینا فکر کنی بچه ای ............خیلی بچه ..........شایدم فکر میکنی وبه من چیزی نمیگی

نمیدونم ..............

نمیدونم حامد اما تو خیلی بچه تر از اونی که ازت بخوام یه کار خوب پیدا کنی یه چند بارم خواستم ازت اما تو میگی زوده به درسم لطمه میخوری بعضی وقتا به بعضی چیزایی که واسم مهمه اصلا توجه نمیکنی واین منو به این فکر میندازه که نکنه منو الکی میخوای وفقط میخوای جوونی هاتو بامن پر کنی ووقتی وقت ازدواجت رسید بری دنبال یه دختر دیگه وبگی تو مناسب من نیس اخه گاهی شده غیر مستقیم سر موضوع های دیگه که خودتم میدونی چیه منو تحقیر کردی وگفتی دختری که میخواد خانوم من بشه نباید .............ویه حرفایی زدی نمیدونم یادت هست یا نه که خیلی منو خورد کرد وناراحت

حرفات بی راه نبودن اما مال خطاهای گذشته ی من بودن خطاهایی که خودمم نمیخواسم باشه اما خب شده یا بعضی چیزایی میگی که واقعا غیر عادیه

نمیدونم میترسم بعد از ۳ سال دیگه اگه خدایی نکرده دکتر نشدم بگی تو دختر خوبی نیسی وچه میدونم بگی اگه میتونسی با من دوست بشی میتونسی با خیلی های دیگه هم دوست بشی ویا اگه حتی زنتم شدم تو خونه بهم سخت بگیری وهمش بی اعتماد باشی من کم نشنیدم این داستان هارو حامد البته داستان نه واقعیت ...............

نمیدونم ولی اینو خوب میدونم  که دوستت دارم اما واسه ی یه زندگی مشترک وخوب تنها دوست داشتن کافی نیس وتو به عنوان داماد باید یه چیزایی رو داشته باشی هم مادی هم معنوی منم باید داشته باشم اما راستش زیاد نمیدونم اونا چین یه کم شوهر داریشو فقط بلدم اما در کل منم باید تحقیق کنم ویاد بگیرم نمیگم همه وظایف مال توهه واسه رسیدنمون منم باید یه کارایی بکنم

نمیدونم چرا هر وقت اراده میکنم کمتر بات رابطه داشته باشم نمیشه ای کاش میتونسم این به نفع هر دومونه خدا کنه این دفعه دووم بیارم

دوستت دارم حامدی

حرفام خیلی زیاده ومن نمیتونم همه شو بهت بگم دفعه بعد شاید بقیه رو گفتم

بیا زندگیمونو بسازیم اون طور که من میخوام اون طوری که تو میخوای اون طوری که ما میخوایم

دوستتتتتتتتتتتتتتت دارم دیونه خودم هر کاری هم نکنی حامد منی ومنم مال توام

فقط باید تلاش کنیم کلا زندگی سخته اما اون آسونی هایی که بعد از اون سختی ها به دست میاد خیلی شیرینه

خدانگه دارت گل خوشکلم

بووووووووووس حامدم شوهری جونم

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم دی 1389ساعت 18:14  توسط my name is khodam  | 

حامد بازم دعوا ؟/ای خدا کی میخواد تموم شه؟؟

سلام حامدم

چه قدر امشب دلم واست تنگه اصلا چه قدر امشب شب عجیبیه الان مشهدی قوربونت برم

مواظب خودت باشی سرما نخوری ها ...........

حامد امروز بازم دعوامون شد میدونی من قطع کدم که تو زنگ بزنی

تو هم بعد از چند دقیقه تک دادی من زنگ زدم گفتم چی شد؟

گفتی شارج ندارم محیا !راسش یه خورده خورد تو ذوقم اولش

اما فکر کردی به خاطر این که زنگ نزدی قاطی کردم اما نه

اخه میدونی تو قبض های تلفن بودم دفیعه اول ۱۰۰ دفعه بعد ۵۰ دفعه اخرم که الان باشه ۶۵ اومده

حامد من باید چی کار کنم ؟؟

به خدا دارم دیونه میشم از یه طرف نمیتونم بهت زنگ نزنم  چون این قبضا میاد از یه طرفم تو زنگ نمیزنی ....................

دیگه دارم قاطی میکنم من که نمیتونم هر وقت میخواد قبض میاد صدتا دعا وخواهش به خدا بکنم که خدایای جون خودم دیگه تکرار نمیشه این دفعه بگذره دفعه بعد دیگه تکرار نمیشه

فعلا مجتبی اومد بقیه شو بعدا مینویسم

بای گلم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 23:42  توسط my name is khodam  | 

حامد ببخشید من اشتباه کردم

سلام حامدم خوبی اقایی

اخ اخ حامد دیشب چه قدر تند بات حرف زدم صبحی داشتم به آسیه میگفتم میگفت محیا خدایی خیلی باش بد حرف زدی ها

اما گلم حقت بود کلا گاهی زهر چشم بگیری از طرف میگن بدک نیس

اما خودمم تو کف خودم مونده بودم اخه هیچ وقت دیگه اینطوری بات حرف نزده بودم

اما میدونم تو بخشیدی گل من

اخه خیلی ماهی وبخشنده

حامد جونم من معذرت میخوام غلط کردم ببخشید اما خب یه ذره هم حق داشتمااااااااا

الهی محیا قوروبن چشم گفتنت بره دیشب فهمیدی ناراحتم از دستت عصبانی ام هرچی میگفتم میگفتی چشم.باشه .حتما .هرچی شما بگید

الهی فدات بشم خوشکل من عزیزدلم

حامدی بازم گوشیت خاموشه میخواسم بهت دوتا خبر خوب بدم یکی این که

زانوم که آب اورده بود رفتم یه دکتر دیگه که اون گفت نه بابا آب نیاورده فقط مفصلت شله باید قرض بخوری ترمیم شه

وخبر دوم امروز ۸۰ هزار تومن جایزه گرفتم واسه رتبه چهارم کشوری تفسیرم

خیلی خوش حالم حامدی هرچند مهم این پولش نیس اخه چنده حالا مگه

ولی مهم همین افتخاریه که بعدا دوتایی میتونیم به من بکنیم

ایشالا یه وقتی یه جایزه ای بگیرم که عنوانش به جا تجلیل از افتخار افرینان مسابقات فرهنگی هنری وورزشی عنوانش باشه تجلیل از برترین رتبه های کنکور

ومنم باشم رتبه ۷۴ وبرم دندون شهید بهشتی بخونم

خدایا یعنی میشه ؟؟؟؟؟؟

فعلا حامد جونم فدات بشم امیدوارم هرجا هسی سالم باشی

وبدون محیایی هرچی ام تند بره اما بازم عاشق حامدشه خدافظ حامدوووووووو

بوس بوس گل قشنگم

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 21:0  توسط my name is khodam  | 

تقدیم به بهترین مرد دنیا

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آذر 1389ساعت 14:31  توسط my name is khodam  | 

تا 5شنبه ...

حامد جونم دارم میرم

تا ۵شنبه هم نمیام آخه گفتی باید واسه درسم استارت بزنم

منم میخوام همین کارو کنم

پس فعلا خدانگه دار گل من

محیایی خیلی دوستت داره عشقم

مواظب خودت باش ومواظب عزیز وباباجونی هم باش

سلام برسون خوب من

وخدانگه دار بوس بوس

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آذر 1389ساعت 14:30  توسط my name is khodam  | 

خدامنو بزن خب؟؟

حامد

امروز همین یه نیم ساعت پیش واست کلی گریه کردم پشت تلفن

ههه تحمل اشکامو نداری نه

دیدی به چه روزی انداختیم

دیدی چی کارم کردی ؟؟؟؟

باشه اقا حامد

باشه

خدایا یعنی هنوزم نگام میکنی؟؟؟

پس ببینم منو لطفا

اخ که دیگه نا ندارم حرف بزنم

گلوم داره از وسط نصف میشه از بس با صدای بلند گریه کردم وخدایا تورو صدا زدم

کجایی

به خدا بشنو صدامو من تنهام دارم داغون میشم

با خودم میگم ای کاش میتونسی حرف بزنی تا یه چیزی بگی

یا لا اقل بزنی تو گوشم

خداجون منو بزن بیدارم کن

کجایی پس ..............اه

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آذر 1389ساعت 15:57  توسط my name is khodam  | 

یعنی واقعا رفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سلا م حامد

امشب ظاهرا یا شاید هم واقعا باهم دعوامون شد وگفتی منو نمیخوای

باشه من مطیعم هرچی بگو

دلم گرفته دارم گریه میکنم گفتی بهم زنگ نزن اخرین چتمونه و................

باشه این دفعه هروقت دلم صداتو خواست هروقت یادت کردم میام اینجا

اینجا مال خودمه هنوز نمیشناسیش

خوبه که دارمش

یه خونه تنهایی

امشب شب عیده

فردا غدیر خمه

چرا حامد عیدمون خراب شد

عیدیم بود آره ؟؟

من همه جا با افتخار داد میزنم حامدو دارم دوستش دارم

ههههه دوستامو بگو چه قدر میگفتن دووم نمیاره تموم میشه

نمیخوام جلوشون کم بیارم .............هه چه قدر خوش شانصن

هرچی گفتن همون شد

پریسا امشب تو مهمونی بهم گفت من که فکر میکنم حامد سر کارت گذاشته

راست میگفت::من خر بودم حامد من احمق بودم که محبتمو به پات ریختم

به نظرم ارزششو داشتی نداشتی گل من::

بهم گفتی سمیرا عاشقمه اما گفتی محیا دلت بد راه نده من تورو میخوام خوشکلم

حامد این طوری منو میخواسی ؟؟این طوری پام موندی؟/

ای خدا جونم کجایی امشب آسمونت ستاره هاش قایمن؟؟

دلم تنگه آخه دلم گرفته گریه میخواد بقض داره

خدادیدی حامدم منو نخواست حامد من عزیز من مرد من

به من گفت خدافظ واسه همیشه

وقتی رفت دنیا رو سرم خراب شد

باشه خدا

زندگی دنیات همینه من قوی ام خیلی قوی بغض گلومه اما میترکه ومن فردا دیگه ندارمش

حامد عاشقت میمونم واسط مینویسم شاید یه روزی به طور اتفاقی به این وبم بر بخوری شاید؟؟

اون وقته که نمیدونم شرمنده میشی یا میگی گور بابای این دختره کثافت

به هرحال منه احمق دوستت دارم

همه هزاران بار در گوشم خوندن خره عاشق نشو این دوست داشتن ها فایده نداره

اما من..................چشامو گوشمو بستمو دهنمو باز کردم ویه ریز از حامدم گفتم

که چه قدر ماهه گل من

که خدا چی بهم دادو من بهش افتخار میکنم

مشکل از من بود حامد؟؟

من نمیخواسم کثیف شم

اون حرفایی که گفتی من نمیخواسم

مادرم مادرم مادرم

چرا خدا چرا فرشته من بد شده

خدا این جمله رو همیشه بهت میگم چه قدر گفتم دیگه حساب چون خطاش دستم در رفته

چرا خدا چرا فرشته من(مادر من)باید بد باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من به خاطر کم لطفی اون کم محبتی اون آشغال شدم اما ..........

باشه خدا منم تورو دارم

حامدم امشب رفت منو تنها گذاشت

میبنیی خدا بازم من موندمو تو تنهای تنها

بازم مادوتاییمون کلی حرفای ناگفته من

بازم منو تو.......................

خداجونم کمک ......................

خداتو میدونی جفت ما کیه اگه میدونی واقعا ما مال همیم خودت همه چیو درست کن اگه تو میخوای ما به هم برسیم

اگرم نه پس هرچه زودتر تموم شه بهتره

خدایا من تورو وکیل میکنم تو شاهد قوربون بزرگیت برم

کمکممممممممممممممممممممم کننننننن خدا تنهام فقط تورو دارم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آذر 1389ساعت 3:44  توسط my name is khodam  | 

عمر ما .............

فریاد که  از  عمر جهان هر  نفسی  رفت                       دیدیم  کزین  جمع  پراکنده   کسی  رفت

شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ                      زین گونه بسی آمد و زان گونه بسی رفت

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 15:29  توسط my name is khodam  | 

مرا به هیچ بدادی

مرا  به  هیچ  بدادی   و  من    هنوز   بر  آنم

                     که  از  وجود تو  مویی  به عالمی   نفروشم

مرا مگوی سعدی  "طریق  عشق  رها  کن"

                      سخن چه فایده گفتن چو پند می ننیوشم؟

به  را ه  بادیه  رفتن  به  از  نشستن باطل

                     که  گر  مراد  نیابم  به  قدر  وسع  بکوشم 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 15:29  توسط my name is khodam  | 

ساحل دلامون.............

حامد اینو امشب برام نوشتی میذارم تا یادگاری بشه بر دفتر نورانی دل عاشقم.....

سلام نمیدونم امرزو باز ازون روزاییه که من میخوام همه چی رو خوب ببینم البته همه چی خوب هستا اما گاهی خوب نمیبینمشون نه؟امروز اتاقم بوی مربا تمشک میداد نوشته های رو دیوارمو نگاه میکردم هه خیلی جالبن دوسشون دارم مثلا از سهراب نوشتم از خدا از همه چی.لامپ اتاقم هم عوض کردم این یکی یه کم کم نور تره اما خیلی قشنگه نورش فضا داد به اتاقم.سرما هم خوردم شدید ولی عیبی نداره اینم خیلی قشنگه و چقدر خوشبوهه این ادکلن جدیده ! ماه هم جدیدا خیلی میخواد خودشو بهم نشون بده همش وقتی میرم بیرون چشمام میخوره بهش خیلی لوسه ولی لوس بودنشو هم دوست دارم.صبح ها خورشید بی رمق بالا میاد...نمیدونم جدیدا خوابش سنگین شده نه؟ولی قربون خوابش برم خیلی دلم واسه خورشید میسوزه ها میدونی چرا آخه بیچاره عمری باید صبح زود بلند شه حتی جمعه ها هم نمیتونه یه کم بخوابه برا همینه شب یلدا رو من شب خورشید مینامم بر عکس همه !
سر نماز هم انگاری دارم بنفشه های باغهای بهشت و بو میکنم آخ من چقدر گل بنفشه دوست دارم دیدیشون؟ازین کوچولوها تو باغن آخی دلم برا اونا هم میسوزه نه شایدم دل اونا برا من میسوزه ! زیر موهای سینم پوستمه زیر پوستم گوشتم و استخونمه و زیر استخونم قلبمه...خیلی دوسش دارم تند تند همش میزنه هه بیکاره ها ! فقط میخواد به من خدمت کنه چه جوری جبران زحمتاشو بکنم؟ اشتباه نکن قلبمو نگفتما عزیزو گفتم شایدم قلبم هم مثه عزیزه اصلا واسه همینه به عزیز میگم قلبمه ! آدمای تو خیابون همه شون تازگیا شعفی تو دلاشون هست که خیلی دوستشون دارم دلاشون مثه پروانه ای خوشگله که میخواد به همه جا سرک بکشه !
اما دنبال یه چیز خاص میگرده یه گل...یه گل خوشبو و خوشمزه تا شهدشو بخوره.میگم کاش ما هم پروانه بودیم شهد میخوردیم میگشتیم تازه بالم داشتیم خیلی خوب بودا شاید تو جهان خوشگل دیگه ی خدا اینو ازش بخوام میدونم که بهم میده...محیا خیلی دوست دارم...من دلم میخواد تو ساحل مهتابی دل پر شوقت بخوابم تا سپیده دم طلوع عشق و دوست ندارم چشمای خوشگلت بارونی بشه آخه هم ساحلت گل میشه هم من خیس میشم و از خواب بیدار میشم...نمیدونم حالم یه جوریه..ببخشید کسیو واسه دردو دل پیدا نکردم مجبور بودم بهت بگم خالی شم...شرمنده شبت به خیر گلم

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 0:40  توسط my name is khodam  | 

داستان عشقمون

داستان آشناییمونو نوشت حامدم

واسه مرور خاطرات فدات بشم

آخ که چه قدر امشب دلم میخوادت چه قدر دلم هواتو کرده حامد ..........

دلم واسه صدات تنگه خیلی تنگ

دلم میخواد گریه کنم تو هم بغلم کنی وبا صدای خوشکلت آرومم کنی ............

بگی :(محیا جونم گریه نکن خوشکلم من کنارتم مواظبتم)

یعنی میشه حامد ؟؟

خب بی خیال

یادته حامدداستان عشق ما ازین جا شروع شد که....................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آبان 1389ساعت 22:53  توسط my name is khodam  | 

حامد امروز بهم یه چیزی گفتی که!!!!!

سلام حامدم

امروز بعد از ظهر باهم کلی دعوا کردیم

اخرش مثل همیشه نتونسم پیش تو جلوی بغض گلمو بگیرم که نفهمی میخوام گریه کنم

که یه وقت پرو نشی همیشه کم میارم حامد

نمیدونم چرا این طوری شدم جلوت شاید از خوبیته

آقا حامد میخوام بدونی من عاشقتم یه تار موتم رو به هیچ کی نمیدم هیچکی حتی پسر شاه پریون

امیدوارم اینو باور کنی که محیات عاشقته وقلبش فقط واسه تو میزنه فقط واسه تو

امروز تو اوج عصبانیت با صدای خیلی بلند اونم تو خیابون عین دیونه ها بهم گفتی دوسم داری وکلی هم دعوا کردی مثل همیشه

گفتی ببین دیونه چه قدر دوستت دارم که تو اج عصبانیت هم بهت میگم دوستت دارم

گفتی اگه دوستت نداشتم که این قدر اعصابمو واست خورد نمیکرده بفهم محیا تورو خدا

حامد من میفهممت میدونم حرف دلت چیه میدونم غیرت داری وکلی چیزای دیگه

میدونم اینا نمک زندگیمونه که گاهی دعوا کنیم آقایی جونم الهی قوربونت برم

همیشه میگفتی محیا به علی تاب دیدن گریه هاتو ندارم اما امروز نگفتی

صدا گریه هامو شنیدی ام چیزی نگفتی شاید خیلی از دستم عصبانی بودی اما اشکال نداره مهم دلته فدات شم

حامد عزیزم من درکت میکنم میفهممت فقط امروز یه جمله ات خیلی ناراحتم کرد خیلییییییییییییییییی

نباید میگفتی حامد با گفتنش تک تک سلول های بدنمو له کردی داغون کردی طوری که لیزوزم هاشم قاطر به هضم سلول های آسیب دیده بدنم نبودن اخخخخخخخخخخ که وقتی شنیدم انگاری کوه افتاد رو سرم حامد

از کی باید میشنیدم اون جمله رو از تو از حامدم عشقم همه عمرم

خیلی ناراحتم کردی حامد اما همه چی درست میشه چون خدامون بزرگه خیلی بزرگ

به من گفتی برو گم شو گفتی مزاحمم نشو آره ؟؟؟میدونم از ته دلت نبود آخه عصبی بودی ومن درکت میکنم حامد خیلی زیاد

اون قضیه رو یادم اوردی حامد این بود که دلمو شکست واسه این درکت نمیکنم حق نداشتی تحقیرم کنی تو دیده بودی بارها سر این مسئله چه قدر اشک ریختم برات چه قدر گریه کردمو از بی گناهیام گفتم بی گناهی که فقط پیش خدا اثبات شد وخودم اما فکر میکردم پیش تو هم اثبات شده اما فهمیدم نه اون اثبات ظاهری بود تو واقعا بهت ثابت نشده حامد ای کاش روزی بشه که به خاطر حرف امروزت ازم عذر خواهی کنی نمیخوام بگم خدایا در آینده وقتی رودر روی حامد وایسادم بهم بگه وببینه من چه حالی میشم چون شنیدن دوباره اون جمله مساویه با از بین رفتن نصف عمر من

اما میخوام اون روز اگه شنیدم همون جا خودمو بندازم تو بغلتو از سردی وجود من حس کنی که چه قدر واسم درد آور بود حامد چه قدر

دوستت دارم اولین وآخرین عشق زمینی من

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم آبان 1389ساعت 18:12  توسط my name is khodam  | 

حامد عاشقتم خیلی بیستی گلم

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 17:16  توسط my name is khodam  | 

تو هم مثل اونی ؟؟؟؟

خدایا .............

کجایی پس چرا این قدر این روزا وجوددتو دور احساس میکنم اخه نیسی پیشم

خداجون کمک من خیلی میترسم

حامد جونم امروز رفتم یه وبلاگ اقا پسری که عاشق یه دختری بود با خودم گفتم:یعنی حامدم این قدر عاشق منه ؟اگه هست پس چرا ازم نمینویسه چرا یه کار نمیکنه واسم غافل گیر شم ؟؟؟

نمیدونم بعدشم گفتم مگه به نوشتنه خب هب هر حال اون اقا با نوشتن خودشو خالی میکنه شاید تو جور دیگه ای ؟؟؟؟

نمیدونم حامد قرار بود حرفایی رو که بهت نمیتونم بزنم اینجا بزنم

اخه کجایی تو چرا گوشیت خاموشه بابا دق کردم از تنهایی ،دلتنگی ،اخه بی معرفت منم دل دارم به خدا

هرچند میدونم الان داری مسابقه میدی ومنم واست دعا میکنم حتما رتبه بیاری ومثل بقیه اون مدال خشکلات که به دیوار زدی این یکی رو هم به دیوار بزنی

مگه نه عشقم؟؟؟؟

دوستت دارم حامدی اه ای کاش الان خاموش نبودی اخه موقعیت خونه از هر جهت عالی بود از هر جهت

آهههههههه شانص منه دیگه شانص منه

خدافظ حامدم بدون دارم از دوریت دیونه میشم پر پر میشم ای کاش این ۳ سال زودی بگذره ومنم تو تهش پزشکیمو بتونم بخونم وتو هم که دکتراتو بگیری بتونی تخصص قبول شی

با این همه بازم معتقدم همه چی درست میشه همه چی

خدانگه دار عشق همیشگی من

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آبان 1389ساعت 17:14  توسط my name is khodam  | 

میدونی بی تو...

می دونی که بی تو میمیرم اگه نباشی

اگر با کسی دیگه ای اشنا شی

من جز تو دیگه کسی را ندارم

میمیرم اگر یک روز از من جدا شی

تو دست های عاشق تو جون میگیره ارزوهای من

واسه چشم های ناز تو میمیره تو آس چشمهای من

بی تو میمیرم می دونی یا نه گل من باشی می تونی یا نه

بی تو میمیرم می دونی!!!که بی تو میمیرم

می دونی که بی تو میمیرم اگه نباشی اگه با کسی دیگه ای اشنا شی

من جز تو که کسی رو ندارم

می دونی که واسه تو من بی قرارم فکری جز چشمهای خیس تو ندارم

تو مثل خورشیدی می مونی واسه ای من

نباشی سیاه همیشه روزگارم

   

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آبان 1389ساعت 17:5  توسط my name is khodam  | 

دوستت دارم حامدی من

سلام حامدم خوبی عشقم

الان که مینویسم تو داری خودتو واسه مسابقه تکواندو کشوری آماده میکنی !!

دارم واست دعا میکنم رتبه بیاری چون رتبه تو رتبه منه وافتخارش واسه هردومونه

قوربونت برم این قدر خوبی

حامد با اوضاع این چند روزه تو بد شکی به خودم افتادم

نمیدونم اما من پای عهدم میمونم ودوستت دارم حتی بیشتر از خودم

حامد جونم من قول دادم بشم دختر رویاهات زن آرزوهات گلم

میشمم اما دارم فکر میکنم اگه وجودمو سرشتمو واست تغیر بدم تو واسم چی کار میکنی ؟؟؟

به هرحال هر طوری باشی دوستت دارم چون خیلی خوبی وبرام خیلی هم عزیزی

خب عزیز محیا من باید برم درسم یه ذره مونده

فردا واست کلی مینویسم قصد دارم این وبمو بهت نشون ندم

تا وقتی که خدایی نکرده خواستیم از هم جدا شیم بهت نشون دم تا ببین چه قدر دیونه تم

ویا وقتی به هم رسیدیم که اون وقت به خانومت افتخار کنی گلم

خدافظ حامدم

شبت بخیر

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آبان 1389ساعت 23:5  توسط my name is khodam  | 

داریم با هم می حرفیم

سلام حامد گلم

دارم الان باهات چت میکنم

اخخخخخخخخخ که چه قدر خوبی

داریم راجع به عروسیمون حرف میزنیم بازم دعوا داریم که ساری باشه یا یزد

هی من میگم یزد هی بهانه میاری

کلا شب خوبیه ۵شنبه هااخه با تو هم تا نیمه شب وخیلی خوش حالم

خدایا شکرت که هدیه ای رو که سفارش داده بودم رو تمام کمال حتی صد برابربهتر ومهتر دادی

خیلی دوستت دارم خدا

حامددددددددددددد عاش شققققققققتم به خدا

خیلی بیستی فدات بشه محیا

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 1:43  توسط my name is khodam  | 

ای خدا برس به داد دلم

سلام حامدم

اوضامون به هم ریخته است

دیگه دوسم نداری اما من پای عهدمون هسم تا آخررررررررررش

دیشب تا صبح به آینده مون فکر کردم صبحم حتی سر کلاس خوابم نگرفت

اقا حامد گفتم حالا تو قلبم به وجود اومد ترک شدنی نیسی هیچ وقت حتی اگه ترکم کنی وصداتو جسمتو ازم بگیری

حالم بده حامد

نمیدونم تاوان چیو دارم میدم اخه من که؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حامد من قوی ام درست تصمیم بگیر

دلم گرفته از تو حامد از کسی که هرشبو هرروز به عشق اون بودم اما حالا

مهم نیستتتتتتتتتتت

صبر میکنمو همه چیو میسپارم به خدا تا ببینیم نتیجه چی میشه

خداجون خودت همه چیو درست کن نمیگم مارو حتما به هم برسون میگم اگه خودت صلاح ودرست میدونی مارو به هم برسون

باشه خدا؟؟؟؟؟؟؟؟قوربونت برم که همدم تنهایی هام همیشه خودتی

دمت گرم دیشب تا صبح خوب سنگ تموم گذاشتیو ولم نکردی

ممنون خدا ای کاش حامدم منو بفهمه ای کاش بدونه چه قدر دوسش دارم ومن اشتباه نکردم

داره پسم میزنه

تصمیم دارم این وبمو بهش نشون ندم

تا یه سال دیگه یا وقتی که قشنگ چند ماهیه از هم دوریم واون کامل منو از یادش برده وغسل پاکی از محیا کرده

خدااااااااااااا به دادم برس دارم له میشم زیر این همه غم

منتظرتم خداجون سرگوچه اول قلبم وسر کوچه دومش تا ابد منتظر حامد شاید نه حامدی که جسم داره صداداره غذا میخوره راه میره نه شاید حامدی که روحش ماله منه ومن تو ذهنم دارمش خودش روح قشنگشو داد بهم اما حالا که میره نمیخوام پسش بدم

دست نوشته هامو یه روزی میخونی حامد چه اون روز بازم مثل قبلا ها شاد خوش حال باشیم یا نه دیگه من مال تو وتو مال من نباشی

خدافظ ع ش ق م

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 13:58  توسط my name is khodam  | 

اولین نوشته من به حامدم

اما به قول تو بچه کنکوریا هیچ سلام حامد خوبی

این اولین نوشته مه این وبمو قراره بهت نشون ندم

تا وقتی که ...........

نمیدونم تا کی شاید تا همون ۳ سال دیگه که میخوایم به بهم برسیم

اولش گفتم نمینویسم برات

اما دیدم خیلی مغزم تو فشاره داره منفجر میشه

پس تصمیم گرفتم بنویسم هر وقت بیکلار شدم واز دست اون درسای لعنتی راحت شدم وقت نباید بگن از شر درس راحت میشم

فعلا که امیدوارم وقتی ما میایم تهران تو هم بتونی بیای

یعنی میشه خداجون؟؟؟؟؟؟

خداخواهش میکنم این تنها فرصت ماهساااااا خدایا بیا ویه بار دیگه بزرگیتو نشون بده

هرچند بزرگی تو همیشه ولسه ما آشکاره !!!!!

فعلا حامد جونم

شبت خوب گلم

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 20:59  توسط my name is khodam  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 20:58  توسط my name is khodam  |